ماجراهای خانواده  حسن‌خو و زلیخا – قسمت احتکار

سحر شده، حسن‌خو از خواب بلند می‌شه… بچه‌ها با دیدنش فکر می‌کنن روح اومده! 🤣

همین یه صحنه کلی تیکه‌های بامزه می‌سازه. وسط این همه‌ی هیاهو و صحنه های کمدی جذاب ، یهو دوست قدیمی حسن‌خو که حسابی احتکار کرده، از دست پلیس فرار می‌کنه و می‌ریزه تو خونه‌شون!
از اون طرف،برخوردش با بچه‌ها و حسن‌خو کلی موقعیت خنده‌دار درست می‌کنه. توی دل این همه خنده، یه نیش‌و‌کنای اجتماعی به مشکلات مردم و گرونی و احتکار هم زده می‌شه.